نمی دانم

روزگاری است که نمیدانم ...

همواره از اینکه ندانم ناخشنود و رنجور می‌گشتم 

نمی‌گویم همواره هرآنچکه بوده است را می‌دانستم ، اما می‌دانستم که اگر نمی‌دانم ، ندانسته‌ام را کجا و چگونه جستجو کنم تا گامی به سوی دانستن بردارم.

اما این روزها نمی‌دانم و نمی‌دانم چرا نمی‌دانم و نمی‌دانم که ندانسته ام را کجا و چگونه و... 

نمی‌دانم ، هیچ نمی‌دانم  

نمی‌دانم  که خواهم دانست یا ندانسته در نمی‌دانمم غرق ندانسته ها خواهم شد

/ 9 نظر / 30 بازدید
دختر باروني

بچه تر که بودم دست دراز میکردم برای گرفتن ستاره و واقعیت چه کوتاه ست که دستم به چراغ تیر برق کوچه هم نمیرسد....

نیکا

نمیدانم چرا خود را مسئول تقدیر دانستم چرا فکر کردم باید تاوان تقدیر را بدهم جز انکه هر چه کردم و گفتم نشان از صداقت داشت ژس به کدامین گناه ناکرده سالهای عمر را تنها به خاطر دیگران با هیچ معامله کردم

نیکا

نمیدانم چرا خود را مسئول تقدیر دانستم چرا فکر کردم باید تاوان تقدیر را بدهم جز انکه هر چه کردم و گفتم نشان از صداقت داشت ژس به کدامین گناه ناکرده سالهای عمر را تنها به خاطر دیگران با هیچ معامله کردم

صبا

سلام معراج عزیز سال نو مبارک پسر گل خوشحالم... الوعده وفا [لبخند] این نیز بگذرد... امیدوارم در سال جدید بهترین هارو در پیش رو داشته باشی[گل] . . . و امیدوارم پست بعدی کمی پر انرژی تر باشه و این حالتت بهتر شده باشه و من همچنان منتظر هستم...

یه دوست

سلام سال نو مبارک امیدوارم ک امسال سال خوبی باشه برات سالی ک هم شاد باشی و هم موفق.

یه دوست

خییییییییییییییلی بی معرفتی اقای امانی خیلیییییییییییییییییییییییییی!!!!!!!!

یه دوست

منتظر پست های جدیدتم!بابا خسته شدم از بس پست های تکراریت خوندم دیوونه ها ک باید وقت زیاد داشته باشن سریع زود دست بکار شو""""لطفااااااااااااا"""" [عصبانی]

یه دوست

بابا تو ک هنو دست به سینه نشستی منو نگا میکنی یعنی واقعا وقت نداری یا دیگه حوصله نداری دیوونه ها هم دیوونه های قدیم!!!!!!!!!!!!!!

یه دوست

باشه تا هین هقته هم صبر میکنیییییییییییییییم.