در یاد بود ایامی که درقدیم به روز شاگردمکتب خانه گفتندی و امروزه گویندش روز دانشجو، کتابتی کردیم که امید استی مقبول کامِ جامِ جهان دارِ سپهدار، عزیز جان، روح زمان مقبول آید تا شاید گردش چشمی کرده و کمی یواش تر بزنند.

شکر و صد شکر درگاه باریتعالی رحمان،رحیم، غفور کریم،رفیق جلال، حی را که موهباتش موجب قدرت است و حلمش باعث صبر و المش، التیام بخش دردهاست.

شکری است به درگاهش و صد شکرانه از باب موهباتش در باب سپاس از بندگانش که ندانم چرا راه گمراهان گرفته اند و قصد جان مارا کرده اند.

خدایشان هدایتشان کند انشاء الله.

در باب سخن در محفلی بودیم که ناگاه جوانکی نوا در غب غب انداخت و صحبتی از چالشی در روز سیزدهم برج عقرب به میان آورد و همی زبان در کام کرد. تا سخن به پایان نرسیده ، سرب داغ در حلقش بود و در جایی که کهریزک نامش گفتندی بسی خاطرات س.ک.س.ی به جای گذاشتندی که همی آرزومندیم که شاید سی دی اش به دست خلق ا... رسد تا بدانند با کافر ظالم چه باید کرد و بدانستندی سیزدهم برج عقرب ،خفقان بگیرندی و زبان در ما تحت خود کردندی که عزابی بس الیم موعود داده شده .

هر چه پنداشتم که می توان دل یاران را بدست آورد تا کمی یواش تر بزنند دیدم لاجرم حکم ما این است وقلم و دوات را زمین گزارده و به فکر ساختن زرهی از جنس فولاد ( فولاد پر مقاومت کم آلیاژ  Fy=3500 Kg/Cm2  تنش جاری شدن) افتادم که شاید کمی از التباهاتم بکاستندی.

روانه بازار شدم که پیری مرا اینگونه گفت که سیزدهم برج عقرب چند روزی بیش نمانده و ناگاه به خود آمدم که زمان برای ساخت زره کافی نیست و تصمیم گرفتم این افیون لعنتی را کنار گذاشته (سیگار) و هر صبح به تمرین ماراتن استقامت دوندگی بروم تا تن را هرکول کرده و آماده شویم.

لا جرم هریک از یاران پیشنهادی بسی شایسته تر دارد وا گوید که ما گوش جان بسپاریم به حکم خلق ا...

دست بوس یاری آشنا

که در کوته روزی ، آشنای قدیمی است

برای پ.ر

ابن الصمد امانی