چقدر دوست داشتم شما هم مثل من که این شعر رو از استاد اخوان مطالعه می کردین خود را با نوای تصنیف قاصدک استاد شجریان همراه می شدید

 که اشعار گوهر است و استاد گوهر تراش

قاصدک هان،چه خبر آوردی؟

از کجا و از که خبر آوردی؟

خوش خبر باشی، اما

گرد بام و در من

بی ثمر می گردی.

انتظار خبری نیست مرا

نه ز یاری نه ز دیار و دیاری- باری،

برو آنجا که بود چشمی گوشی با کس.

برو آنجا که ترا منتظرند.

قاصدک

در دل من همه کورند و کرند

دست بردار ازین در وطن خویش غریب

قاصدک تجربه های همه تلخ

با دلم می گوید

که دروغی تو دروغ

که فریبی تو فریب

قاصدک هان، ولی... آخر... ای وای...

راستی آیا رفتی با باد؟

با توام آی! کجا رفتی؟آی...

راستی آیا جائی خبری هست هنوز؟

مانده خاکستر گرمی جائی؟
در اجاقی-طمع شعله نمی بندم-خردک شرری هست هنوز؟

قاصدک

ابرهای همه عالم شب و روز

در دلم می گریند.